كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
953
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
حال نيكو بازنمايد و موكب همايون از اگرىدر به جانب آق شهر در حركت آمد و عبور موكب منصور بر لشكر جوانغار و اردوى اميرزاده شاهرخ بود . شاهزاده وظايف طوى و پيشكش و نفايس اموال به عرض رسانيد و اميرزاده سلطان حسين و امير سليمانشاه نيز خدمات به جاى آورده عزّ قبول يافت . و درين ولا ، امير محمد قرامان به رسم مال امانى و اسم تحفه و تهانى چندان اموال و اقمشه آورد كه زياده از حوصلهء مملكت او بود و آن حضرت كه او را از بند ايلدرم بايزيد خلاص كرده جاى پدرانش را مع الزّوايد به او عنايت فرمود - چنانچه تقديم يافت - باز او را به صنوف مكرمت اختصاص بخشيد و به ولايت او بازگردانيد و او محسود اقران در مملكت خود به امن و امان قرار يافت . ذكر وفات قيصر روم ايلدرم بايزيد « 1 » ايلدرم بايزيد را مرضى مزمن بود و اعراض نفسانى با آن ضمّ شده به علّت ضيق النّفس و خناق كشيد و حضرت صاحبقرانى اطبّا را به ملازمت اوامر فرمود و به شربتهاى خوشگوار و غذاى سازگار اشارت نمود امّا هيچيك از آن مفيد و نافع نيامد . نظم دارو سبب درد شد اينجا چه اميد است * از ساختن ادويه و شربت بيمار و صاحبقران كامكار در خاطر همايون چنان قرار داده بود كه چون از قضاياى ممالك روم فراغى حاصل شود ، قيصر را معظّم و مكرّم بر سرير مملكت او نشاند تا عالميان را عفو شامل و مرحمت كامل آن حضرت معلوم شده دانند كه :
--> ( 1 ) . ابن عربشاه نوشته است : « سلطان غازى شهيد ايلدرم بايزيد كه نزد وى ( - تيمور ) بند بر پاى در قفس آهنين به سر مىبرد به رحمت يزدان پيوست . » ( زندگانى شگفتآور تيمور ص 200 ) .